ناتوانی رشدی و عقلانی

ناتوانی رشدی وعقلانی

ناتوانی رشدی و عقلانی (عقب ماندگی ذهنی)

طی دهه های گذشته تشخیص ناتوانی های رشدی و عقلانی از تاکید بر اندازه گیری محض توانمندی های شناختی (آزمون اولیه هوشبر) به ترکیبی  از توانایی های   شناختی و  رفتارهای  انطباقی  تغییر یافته  است. این تغییر تاحدودی از درک نقشی که محیط (به ویژه عامل فقر) در گشترش  ناتوانی های رشدی و عقلانی خفیف ایفا می کند،  ناشی می شود. مربیان صرفآ برای سازگاری  کودک با ناتوانی اش تلاش نمی کنند ، بلکه انها تلاش می کنند  تا برای حفظ  شرایط و  پیشگیری از  وخیم تر  شدن آن ،به  صورت زود هنگام  درزندگی کودک مداخله کنند.

تعریف ناتوانی رشدی وعقلانی

ناتوانی های عقلانی ناتوانی است که به وسیله محدودیت معنی دار،هم در کارکرد عقلانی و هم در رفتار انطباقی مشخص می شود، و بسیاری از مهارت های انطباقی و اجتماعی روزمره را شامل می شود.ناتوانی قبل از 18سالگی رخ می دهد. دردوحوزه قبل از انکه شخص به عنوان مبتلا به ناتوانی های رشدی و عقلانی تشخیص داده شود بایدشناسایی شوند.اولین حوزه کارکرد عقلانی به طور معنادار پایین تر میانگین است .دومین حوزه محدودیت در سه شاخص عمومی مهارت های انطباقی به شرح زیراست:

– مفهومی ،به طور عمده استفاده یا عدم استفاده از زبان و خودفرمانی

-اجتماعی ،مشکلاتی در روابط میان فردی نظیر زودیاوری و ساده دلی

-عملی،شامل توانایی استفاده از پول ،مسافرت در جامعه و مراقبت شخصی.

سطوح ناتوانی های رشدی و عقلانی

یکی از شیوه های سنتی طبقه بندی کودکان مبتلا به ناتوانی های رشدی و عقلانی ،مشخص نمودن سطح تاخیر است.نمره های هوشبر به عنوان اندازه های رتبه بندی به شکل زیر مورد استفاده قرار گرفته اند:

-خفیف (هوشبر50تا70)   mild

-متوسط (هوشبر35تا50)  moderate

-شدید (هوشبر20تا35) severe

-عمیق (هوشبر پایین تر از20)  profound

سطوح حمایت

سطوح حمایت مورد نیاز برای یک فرد مبتلا به ناتوانی های رشدی و عقلانی به شرح زیر است:

– متناوب :به حمایتی اطلاق می شود که ضرورتا همیشه مورد نیاز نیست.

– محمدود :حمایتی که به طور منظم در دوره کوتاهی موزرد نیاز است.

– گسترده:حمایتی که به طور مستمر و منظم مورد نیاز است.

– فراگیر:حمایتی که با شدت بالا و ثابت از طریق محیط فراهم شده و نسبت به سایر موارد ،اعضای بیشتری از ستاد را درگیر می کند.

شیوع

یکی از تغییرهای چشمگیر در دهه های گذشته ،کاهش تعداد کودکان طبقه بندی شده تحت عنوان ناتوانی های رشدی و عقلانی (IDD)

است که از 3درصد به 2درصد و اکنون در حدود 1درصد است.

1-علل زیست شناختی و محیطی ناتوانی های رشدی و عقلانی

1-1-عوامل ژنتیک و ناتوانی های رشدی و عقلانی

– سندروم داون

–  فنیل کتونوریا

–  سندروم ایکس شکننده

2-1علل و عوامل مسمومیت

– سندرم الکل جنینی

– تاثیرات سرب

– عفونت ها

عصب شناسی و رشد مغز

به خوبی ثابت شده است که مغز نورون های جدید را در پاسخ به تحریک محیطی شکل می دهد.قرار گرفتن در معرض اطلاعات جدید می تواند مغز را به طور قابل ملاحظه ای سیم کشی مجدد کند.

عوامل محیطی که بر ناتوانی های رشدی و عقلانی تاثیر دارد

شکاف زیادی بین انچه درباره مغز و کارکردش می دانیم و مجموعه نشانه های رفتاری که با آن ناتوانی رشدی و عقلانی را تعریف می کنیم ،وجود دارد.با پیشرفت های فعلی در درک سیستم عصبی مرکزی قادر هستیم فرض هایی درباره ارتباط بین سیستم عصبی و رفتار مطرح کنیم.روشن است که تجربه ،بر تحول و حفظ ساختار و ارتباطات معین در مغز تاثیر میگذارد.این کاربرد ها هیجان انگیز هستند.اگر تحول سیستم عصبی به وسیله عوامل ژنیتیکی از قبل مشخص نشده باشد،سیستم عصبی می تواند مطابق با حوادث جدیدی که اشخاص تجربه می کنند،رشد و تغییر کند.این بدین معنی است که تعاملات انسانی و محیطی می توانند در تحول عصب شناختی و هوشی ،نقش ایفا کنند.

منبع:روانشناسی وآموزش کودکان استثنایی ،ترجمه :دکتر حسین ملک محمدی /دکترمحمد مشکانی